یک روز پس از اعلام کارزار تازه فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران، رسانههای عمده این کشور در یک موضوع اشتراک نظر داشتند: تحریمهای جدید میتوانند آسیب بیشتری به اقتصاد ایران وارد کنند، اما درباره توانایی این فشارها برای تغییر رفتار تهران همچنان تردیدهای جدی وجود دارد.
شبکه فاکس نیوز، که از رسانههای نزدیک به دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، به شمار میرود، ارزیابی خوشبینانهتری نسبت به دیگر رسانهها ارائه کرد. این شبکه گزارش داد صادرات نفت ایران از حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز، که پیش از جنگ بخش عمده آن به چین فروخته میشد، به حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است.
فاکس نیوز با اشاره به نرخ بالای تورم و افزایش قابل توجه قیمت مواد غذایی در ایران نوشت که اقتصاد این کشور تحت فشار شدیدی قرار گرفته است. با این حال، این شبکه نیز تأکید کرد که اگرچه سیاستهای اقتصادی دولت آمریکا میتواند ایران را فقیرتر کند، مشخص نیست که چنین فشاری در نهایت بتواند تهران را به تغییر مواضع خود وادار کند.
این رسانه در بررسی تجربه تحریمهای دوران ریاستجمهوری باراک اوباما نیز یادآور شد که فشارهای اقتصادی آن دوره سرانجام به مذاکرات هستهای و توافق برجام منجر شد، اما ایران در جریان این روند توانست حق غنیسازی خود را حفظ کند. فاکس نیوز در تحلیل خود تأکید کرد که اثبات آسیب تحریمها به اقتصاد ایران دشوار نیست، اما سنجش میزان موفقیت آنها در دستیابی به اهداف سیاست خارجی آمریکا بسیار پیچیدهتر است.
بلومبرگ نیز در پادکستی با عنوان «رگ حیاتی اقتصاد ایران» این پرسش را مطرح کرد که آیا تهران میتواند همچنان درآمدی در اختیار داشته باشد که برای حفظ ساختار سیاسی جمهوری اسلامی کافی باشد. این رسانه پاسخ به این پرسش را به چند عامل، از جمله سیاست چین، میزان موفقیت ایران در دور زدن تحریمها و روند قیمت جهانی نفت، وابسته دانست.
در این پادکست تأکید شد که مسئله اصلی دیگر این نیست که آیا ایران تحت فشار اقتصادی قرار دارد یا خیر؛ زیرا وجود این فشارها آشکار است. پرسش اساسی این است که آیا ایران میتواند بدون ایجاد اختلال جدی در ساختار سیاسی خود، برای مدت طولانی این شرایط را تحمل کند. تحلیلگران بلومبرگ پاسخ روشنی برای این پرسش ارائه نکردند.
در سوی دیگر، پادکست «دیلی بیست» تمرکز خود را بیشتر بر پیامدهای داخلی جنگ برای دولت ترامپ گذاشت. عنوان این تحلیل، «سیاست ترامپ در قبال ایران در حال تبدیل شدن به یک فاجعه سیاسی است»، نشاندهنده محور اصلی این ارزیابی بود.
در این تحلیل، با اشاره به اهدافی که ترامپ در آغاز جنگ اعلام کرده بود، ادعا شده است که هیچیک از این اهداف به طور کامل محقق نشدهاند. همچنین افزایش هزینههای اقتصادی جنگ، بهویژه رشد بهای انرژی، به عنوان عاملی معرفی شده که میتواند به تدریج برای دولت آمریکا به یک چالش سیاسی تبدیل شود.
روزنامه «والاستریت ژورنال» نیز در گزارشی به پیامدهای فشار اقتصادی دولت ترامپ بر ایران پرداخت. این روزنامه با اشاره به گزارشهایی درباره افزایش خریدهای مردم و کمبود سوخت در برخی مناطق ایران، نوشت که صادرات نفت کشور به میزان قابل توجهی کاهش یافته است.
با این حال، والاستریت ژورنال نیز تأکید کرد که فشارهای اقتصادی هنوز نتوانستهاند اقتصاد ایران را از پا درآورند. این روزنامه، مانند بلومبرگ، نقش چین را در ادامه فعالیت شریانهای اقتصادی ایران مهم ارزیابی کرد و آن را یکی از عوامل اصلی تداوم صادرات نفت و مبادلات مالی ایران دانست.
والاستریت ژورنال در ادامه نوشت که راهبرد تازه دولت ترامپ برای تشدید تحریمها با یک نقطهضعف اساسی روبهرو است؛ کاخ سفید همچنان تمایل چندانی به رویارویی مستقیم با بانکها و مؤسسات مالی چین نشان نداده است. بر اساس این تحلیل، تا زمانی که این مسیرهای مالی و تجاری باز باقی بمانند، ایران نیز میتواند بخشی از مبادلات اقتصادی و صادرات نفت خود را حفظ کند.
مجموع این ارزیابیها نشان میدهد که رسانههای آمریکایی، با وجود تفاوت در نحوه تحلیل پیامدهای تحریمها و جنگ، بر یک نکته مشترک تأکید دارند: فشار اقتصادی بر ایران افزایش یافته است، اما تبدیل این فشار به نتیجه سیاسی مشخص همچنان قطعی نیست. نقش چین، توان ایران برای دور زدن تحریمها و وضعیت بازار جهانی نفت نیز از جمله عواملی هستند که میتوانند بر نتیجه این کارزار اقتصادی تأثیر بگذارند.
نویسنده:سلیمه آریایی








